الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
35
حضرت سيد الشهداء امام حسين (ع) مصباح هدايت (فارسى)
« به خدا سوگند ، من مى دانم كه اين دين مانند آفتاب كه به مشرق و مغرب عالم مىتابد جهانگير خواهد شد . ابوسفيان شما را فريب ندهد او خودش نيز آنچه را من مىدانم مىداند لكن سينهاش از حسد با بنى هاشم ناراحت و سنگين است » . ابوسفيان از مكه به مدينه آمد ، داستان سقيفه بنى ساعده و بيعت ابوبكر و غصب خلافت را ، براى روشنكردن آتش يك جنگ داخلى در اسلام ، وسيله خوبى شناخت ، لذا نزد على عليه السلام آمد و گفت : « دست بده تا با تو بيعت كنم به خدا سوگند اگر بخواهى مدينه را از سوار و پياده پر مىكنم » . على عليه السلام چون از انديشه اش با خبر بود او را از پيش خود براند ، و فرمود : به خدا سوگند ، تو از اين كار غير از فتنه قصدى ندارى و به خدا قسم از دير باز تا حال بدخواه اسلام بوده اى و ما را حاجت به تو نيست . معاويه بن ابى سفيان ( پدر يزيد ) تا كسى يك دوره تاريخ زندگى او را نخواند به ماهيّت اين عنصر ناپاك و خطرناك و قيافه زشتى كه از او در صفحات تاريخ باقى مانده پىنخواهد برد ، و هر كس بخواهد او را معرفى كند از عهده بر نخواهد آمد . به گفته آن مرد دانشمند آلمانى به شيخ محمد عبده ، كسى كه راه را بر توسعه فتوحات اسلام بست ، معاويه بود . براى نيل به رياست و حكومت به نام خونخواهى عثمان جنگى بر پا كرد ، و صد و ده هزار نفر را به كشتن داد و سيصد و شصت نفر را از اصحاب پيغمبر از كسانى كه در بيعت رضوان شركت داشتند شهيد ساخت ؛ در جنگ جمل دست داشت و جنگ نهروان در نتيجه خروج او بر امام حادث شد . آثار بى دينى و بىايمانى به دين و قرآن و بى اعتنائى او به شرف ، و وجدان در تمام دوران زندگىاش هويدا است . به طور يقين معاويه تلاش مىكرد كه اسلام را از بين بردارد ، و دين را دين ابى سفيان و شريعت جاهليت و روش آل حرب و طريقه بنى اميّه قرار دهد و آن همه دشمنى و جنگهاى او با خاندان هاشم ، مخصوصاً على عليه السلام دشمنى با پيغمبر صلى الله عليه و آله و تعقيب جنگهاى پدر ، و جد مادرى ، و فاميلش به اسلام بود . اگر كسى را در نفاق ، طغيان ، انكار حق ، حيله ، مكر و غدر ، خيانت و پيمان شكنى ،